تبليغاتX
نه آسمان نه زمین

بر همه می وزی

بر همه می باری

برهمه می تابی

بی منت

من که باشم

که تقصیر گذارم

بی هیچ مرتبه ای

هستی

من چه باشم

که تقدیس گذارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 15:18  توسط I | 

شیطان کوچولوی من 

درد میکند

شیطان کوچولوی من

به جهنم بر نمی گردد

شیطان کوچولوی من

مرا دوست دارد

من هم اورا دوست دارم

شیطان کوچولوی من

بدون من جایی نمی رود

میخواهد مرا هم به جهنم ببرد

شیطان کوچولوی من

کوچک است اما قویست   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 15:43  توسط I | 

میگذرم همراه با

موسیقی که حتما

میرقصم همرا هش

 سیاهی دلم را با خود میبرم

آتش پاکش میکند

 بقیه اش مال شما

روحم را که قبلا به هیچ فروخته ام

بقیه ام مال شما

به پیاله سرم خرده مگیر

 نوش کن

همراه با من

که میگذرم از کنارت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 22:20  توسط I | 

آنروز که درک کردم

چه هستم

ترجیح دادم

پرت باشم

Nothing

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 1:40  توسط I | 

میترسم از کودکیت که بر باد میرود

چه کودکانی که نکشتم

با دست خود

همانطور که کودکیم به یغمارفت

در روزی گرم

هنوزدستهایم بوی خون میدهد

..

ذره ذره جمع میکنم

دلم را

که میان آدمیان

 به خیرات پخش شده  

برای شادی روح قدسیم

.. 

اما خودم را نذر کرده ام

آنروز که ذره ذره جمع شدم

به بهای چشم هایش  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 1:36  توسط I |