تبليغاتX
نه آسمان نه زمین

زنده ماندن

قرمز

نيز

با آبي

تمام ميشود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 2:31  توسط I | 

مادر

/بکن مرا

تف کن

بالابیار

هر آنطور

که دوست داری

ولی برایم گریه نکن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:38  توسط I | 

هوا

گرم

است

گرم

(گرم )

فکر میکنی این کلمه کجای تن من بود ؟

همه

میچرخند

میرقصند

میگردند

چه فرقی میکند

ازکجای تنت بگویی

اینجاهوا

همیشه گرم است

همه در بازی مرگند

می رقصند

می گردند

می چرخند

جای من هم

معلوم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 3:51  توسط I | 

کلماتت را

سیاه میخوانم

دروغهایت را

سپید بباف

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 3:42  توسط I | 

آسمان بارید

بادلی پر

شست

دستهایم را

برد

باد

دلم را

سنگین

 آرام

مهربان

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:23  توسط I | 

ببخشید که
شعر هایم
از فقر نیست
ازدرد نیست
از ترس نیست
از همه نیست
فقط من است

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:49  توسط I | 

چراغ سرچهارراه
قرمز است
خوب باشد
برای من همه جا سبز است
سبز پوش
سبز روی
سبز خوی
تلخی دهانت از کجاست
سبزی دریایت ؟

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:35  توسط I | 

گربه خمیازه کشید
باد وزید
 
صدای درهم برگان
همهمه ی فرشته گان را ماننده تر است
جشنی برپاست
 
غبطه میخورم
به مترسک بالای درخت
که نزدیک تر است

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 1:12  توسط I | 

دریا
چرخید 
افق
با دهانی باز
عمقی بی نهایت
چه میکنی دخترک مو پریشان؟
 (زندگی میکنم ) 
دخترک
چرخید
افق
بالبخندی
بر لب
 دریا

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 2:6  توسط I | 

لحظه ای گذشت
می دانم
خوب بود
تمام ملکولهای هوا را گشتم
هیچ
هیچ
خوب بود میدانم

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 1:36  توسط I | 

 یادم نیست
 فراموش کردم
سرو های خوابیده
روی نیمکت های
معلق
کلاغها خیره غروب
درختها سیاه شده شب
بوته های خیالی
تاریکی شب
فراموش کردم
آره حتما
صورتت موهات 

 آغوشت  بزرگ بود
به اندازه ی من
همه ی من
سکوت 
سکوت 
سکوت
سکو
س
.
.
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 19:8  توسط I | 

سرد
سرد
دستهام
اینجا خدا 
اینجا  
 الان
.
.
.
هست
نیست
هستم
سرد نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3:23  توسط I | 

بیا عزیزم
اینجا
 اینجا
این سیگار هم
این تن هم
این روح هم
این نمایش هم
اما
این زمان
نه

نه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3:22  توسط I | 

شب همجنان هست 
مثل من
هوا بیهوا داغ شد
مثل تن من
گم شدم تو خیال
پرسه میزنم تو کوچه های پاپتی
بیخیال
اینجا پر جنده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3:19  توسط I | 

انقدر عاشقت هستم

که ترکت میکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 12:5  توسط I |